خوش آمديد!
08:45 چهارشنبه 17 شهريور ماه ، 1389
.::گروه فیزیک دانشگاه علوم و تحقیقات تهران::..::FIZIKDAN::: تالار گفتمان

تالار گفتگوی فیزیکدان(انجمن علمی فیزیک) :: نمايش موضوعات - پاسخ به سوالات دکتر تکوک

 سوالات رايج مربوط به تالارهاي گفتمانسوالات رايج مربوط به تالارهاي گفتمان   جستجوجستجو   ليست كاربرانليست كاربران   گروههاي كاربريگروههاي كاربري   مشخصاتمشخصات   

ورود به سيستم و كنترل پيغامهاي شخصيورود به سيستم و كنترل پيغامهاي شخصي  
ورود به سيستمورود به سيستم  
پاسخ به سوالات دکتر تکوک

 
ارسال موضوع جديد  پاسخ به اين موضوع     تالار گفتگوی فیزیکدان(انجمن علمی فیزیک) صفحه اول انجمن -> پرسش و پاسخ
نمايش موضوع قبلي :: نمايش موضوع بعدي  
نويسنده پيغام
29144
کاربر فعال
کاربر فعال

وضعیت: آفلاين
30 ارديبهشت ماه ، 1389
تعداد ارسالها: 1
امتياز: 2
تشکر کرده: 0
تشکر شده 0 بار در 0 پست


ارسالارسال شده در: پنجشنبه، 30 ارديبهشت ماه ، 1389 20:41:00    موضوع مطلب: پاسخ به سوالات دکتر تکوک پاسخ همراه با اعلان

بسمه تعالی


هدف از زندگی چیست؟

هدف از زندگی لذت است. برای انسان لذت می تواند در دو بعد معنا پیدا کند یکی در عالم ماده و دیگری در عالم روحانی. در عالم ماده بشرهنگامی که به رفع نیازهای ابتدایی خود مثل میل به خوردن غذا, میل به استراحت ,میل ارتباط جنسی وغیره دست می یابد, احساس لذت می کند اما با توجه به اینکه انسانها در طول زندگی ظرفیتهای نفسانیشان نسبت به یکدیگر متفاوت می شود, هر یک امکان دارد حس لذت کم یا زیاد و یا مبهمی از نیازهای ابتدایی خود داشته باشند همچنین ممکن است فردی از چیزی لذت ببرد که یرای یک فرد دیگری باعث رنجش ونفرت شود در نتیجه اهداف انسانها را در عالم ماده به طور قطعی نمی توان بیان کرد چون میل بی نهایت طلبی همیشه در آدمی بوده اما به دلیل آنکه دنیای مادی محدود است انسان هیچ وقت نمی تواند اظهار کند که شیرینترین لذت در این دنیا را چشیده نهایتا هدف اززندگی در این دنیا بشر را دچار آشفتگی خواهد کرد.
اما برای انسان لذت بردن در عالم روحانی, او را با اینگونه آشفتگی روبرو نمی کند, عالم روحانی یک نوع لذت را به او القا می کند ولی در اینجا هم مراتب مختلفی وجود دارد ونیز چگونگی دست یابی به این لذت هم فرق دارد

فلسفه چیست؟
اگر لذت را به عنوان هدف زندگی بشر بتوان تلقی کرد فلسفه را باید رهیافتی بسوی لذت معرفی کرد بدین معنا که اگر انسان، کردار و پندار و گفتار خود را در دو عالم مادی و معنوی نمود می بخشد فلسفه نقش اتصال این دو عالم را برای
بشریت ایفا می کند. آدمی از لحظه ی ورود به دنیا پیوسته در جست و جوی سرمنشا اصلی و ذاتی خود می باشد حتی بدون توجه به پیکره ی جسمانی خود با چشمهای خیره درانتظار پاسخ سوالی است که من چرا باید اینجا باشم؟ اما بتدریج که جسم و روح انسان با یکدیگر انس گرفت و بینایی او به اطرافش شفافتر گشت او خود عزمش را برای پاسخگویی جزم می کند و ذهن مسئولیت این ماموریت را می پذیرد و فلسفه حیطه ی ذهن را چارچوب بندی می کند.

نگاه فلسفی به یک موضوع به چه معنا است؟
دیدگاه یک متفکر به یک موضوع، دیدی کلی و ساختاری از لحاظ چگونگی جهت دهی آن موضوع برای اهداف یک انسان را در بر می گیرد. فیلسوف جایگاه هر موضوع در عالم را می تواند از جنبه تجربی، شهودی، استقرایی، استدلالی و... بسنجد و به آگاهی بخشیدن به دیگران بپردازد.

نگاه فلسفی به شاهنامه فردوسی و تاریخ ایران به چه معنا است؟
شاهنامه فردوسی پر است از رویدادهای اعجاب انگیز، شخصیتهای مافوق تصور، فضاهای معجزه آسا و دگر رخدادهایی که بشر در عالم طبیعت ندیده و تنها در قوه ی تخیل خود آنرا یا شکل داده و یا اینکه به جست و جو پرداخته از طرفی شاهنامه وقایع تاریخی ایران و بعضا سرزمینهایی که انبیا در آن بشر را هدایت کرده اند، را بارها به خواننده یادآوری می کند. به واقع شاهنامه به تاریخ روح می بخشد، حماسه ها را باورپذیرتر می کند، زیباییها و پلیدیها را ارزش گذاری می کند، جاییکه انسان حقیقت متعالی را کشف می کند آنرا تقدیر می کند، وجاییکه حق او پایمال می شود شاهنامه نفرت خود را نمایان می کند. به راستی مگر تکلیف فلسفه اینها نبوده، فلسفه دقیقا به بشر می گوید چه چیزی خوب است و چه چیز بد. و اینگونه می توان از شاهنامه تعبیر فلسفی کرد.

علم چیست؟
این تعریف متداول است که علم به مجموعه مباحثی گویند که آزمایشات حاصل از روابط آن در همه جا برای یک شخص نتایج یکسان به بار آورد اما این سوال به وجود می آید که اگر ما محدوده مطالعاتیمان را وسعت ببخشیم و آزمایشات را فرضاً خارج از کره زمین انجام دهیم، آیا به همان نتایج می رسیم یا نه؟ در واقع ویژگیها و ماهیت طبیعت خارج از زمین باید لحاظ شود. از طرفی دسترسی به محیط و فضای خارجی دشوار است. پس کمی باید بر تعریف علم تامل کرد. تاریخ علم گواه بر این بوده که دانشمندانی پیدا شده اند که از صحت نظریه هایشان بدون انجام آزمایش اطمینان خاطر داشتند چون در فرضیات خود به انسجام ساختار نظام هستی ایمان داشته اند و زیبایی و لذت بخش بودن و ارتباط تنگاتنگ با ریاضیات و فلسفه ی نظریه، برسپردن آن به آزمایشگاه و تجربه ارجحیت پیدا کرده من معتقدم ( البته شاید نادرست باشد)، هر پدیده ای از عالم اگر انسان را به پرسش وادار کند و ذهن او را کنجکاو کند، اراده او را برای دستیابی به علت و معلول قوت بخشد و نهایتاً نظام مندی پدیده او را بر سر ذوق آورد، این مراحل را تازه میتوان گفت علم.

بررسی علمی یک موضوع به چه معنا است؟
انطباق یک موضوع با دست آوردهای ناشی از شناخت طبیعت

تا چه حد می توان به علم برای رسیدن به شناخت اعتماد کرد؟
تا آن مرحله که بشر آنچه را دیده، حس کرده و یا درک کرده و سرانجام توجیه شود، اما اگر توجیه نشد یا باید صبر کند زمانه علم را رو به جلو ببرد یا اینکه آن را به عنوان یک اصل بدیهی بپذیرد.

این جمله را نقد کنید: فلسفه بدون علم معنا و مفهومی ندارد یعنی وجود ندارد ولی علم بدون فلسفه وجود دارد و خیلی هم خطرناک است همین علم است که منجر به فاجعه هروشیما، استعمار،دیکتاتوری و.... می شود.
فلسفه انسان را در زیستن، هدایت و هدفمند می کند، برای اعمال و رفتار او راه تعیین می کند البته دین هم همین کار را می کند ولی دین از طرف خداست و فلسفه توسط خود انسان پایه ریزی می شود، فلسفه نیاز به شناخت انسان و پیرامونش دارد و علم در این راستا نقش به سزایی دارد. ولی خود علم اگر به تنهایی و بدون در نظر گرفتن اهداف و نیازهای بشر به کارش ادامه دهد، بله امکان هر گونه فاجعه ای در دنیا هست.

فرق بین فلسفه و علم چیست؟
فلسفه بنیانها، بدیهیات و اصول هر فرایندی را تحقیق می کند و جایگاه بشر در ارتباط با فرایند را بیان می کند اما علم به راه حل های تشکیل یک فرایند یا پدیده در جهت آشکار شدن همان اصول و بنیانها قدم برمی دارد.

فرق بین فلسفه و دین چیست؟
دین مجموعه قوانینی است از طرف خدا برای سوق دادن انسان به سمت نیکیها. اما با توجه به مفهوم فلسفه، فلسفه با بیان دلایل هر جز از عالم چه عالم مادی و چه عالم معنوی، نه تنها وجود خدا را اثبات می کند حتی بشر را که میل به خدا همیشه در وجود او بوده، برای او خدا را عظیمتر و باورپذیرتر می کند. البته ناگفته نماند که فلاسفه هایی یا وجود خدا را کتمان یا ایمان به او را بیهوده تلقی کرده اند.

فرق بین علم و دین چیست؟
ابزار علم تفکر، تعقل، منطق است اما در مورد دین، خود علم یکی از ابزارات درک دین است.

این جمله را نقد کنید: هدف علم کاهش درد ورنج بشریت و رسیدن به لذت و آرامش است با پیدا کردن جواب به پرسشهایی که ذهن انسان را به چالش می کشند و ساختن رفاه بیشتر با تبدیل علم به تکنولوژی برای رفاه بیشتر
به نظرم، وظبفه کاهش دادن درد و رنج بشریت و رسیدن به لذت و آرامش را در این دوره از تاریخ باید هنرو ادبیات و علوم روانشناسی و... به عهده بگیرند. با کمی تأمل به اوضاع اجتماعی مردم دنیا در حال حاضر، باید گفت انسان امروز نگرانتر از انسان دوره ی قبیله ای نشین به زندگی ادامه می دهد. اگر در دوره کوچ نشینی، جنگی میان دو گروه درمی گرفت خود اعضای گروه مسئول عواقب جنگ بودند چون تصمیم گیرنده خودشانند اما اکنون اختلاف نظر در مورد یک مسئله ی جزئی میان سران دو کشور، منجر به کشته و آواره شدن میلیونها نفر می شود، تورم و رکود اقتصادی نه تنها خود دو کشور بلکه میتواند کشورهای دیگر را گریبانگیر کند. اینگونه بحرانها ناشی از چیست؟ آیا علم به مجهز کردن اسلحه جنگی کمک نکرد، آیا علم نیازهای ناملزوم برای بشر بوجود نیاورده، آیا علم سیستمهای اطلاع رسانی برای آدمهای شریر در جهت تحمیل عقاید پلید مهیا نکرده.

به نظر شما هدف فلسفه علم چیست؟
سامان دهی به ناهنجاریهای علمی . در واقع سوق دادن علم به آرمانهای بشری

راه های تشخیص علمی یا شبه علمی بودن گزاره ها یا یک تحقیق را بیان کنید.استدلال آن دارای منطق باشد- آزمایشات آن را تایید کنند

این جمله را نقد کنید: از دیدگاهی میتوان گفت اگر هدف علم لذت بردن باشد هدف فلسفه علم نقد لذت است بدین ترتیب که ما نمیتوانیم برای لذت بردن خودمان مسبب درد و رنج برای دیگران باشیم.
عبارت (ما نمیتوانیم برای لذت بردن خودمان مسبب درد و رنج برای دیگران باشیم) در همه معقوله های زندگی باید رعایت شود. اما لذت من از دستیابی به یک حقیقت زمانی برای کس دیگری رنج آور می شود که او دیدگاه و ظرفیت پذیرش آن حقیقت را نداشته باشد.

روش علمی از دیدگاه پوپر و کوهن را نقد کنید. پوپر معتقد است گزاره ها يا دستگاههايي از گزاره ها تنها زماني حامل اطلاعاتي در مورد جهان تجربي هستند كه بتوانند با تجربه تصادم پيدا كنند يا به سخن دقيقتر بتوانند به طور منظم مورد آزمون قرار گيرند يعني آنكه بتوان آنها را در معرض آزمونهايي قرار داد كه شايد به ابطال آنها بيانجامد. ابطال پذيري دستگاههاي نظري علوم تجربي را با دقتي كافي از دستگاههاي نظري متافيزيكي متمايز ميكند. خصيصه علمي يا غير علمي بودن يك نظريه را ميتوان مستقل از واقعيتها تعيين كرد به اعتقاد او هر نظريه فقط هنگامي علمي است كه واضع آن بپذيرد كه آزمون (يا مشاهداي) تعيين كننده را از پيش مشخص كند كه نظريه او را بتواند ابطال كند و شبه علمي است چنانچه او نپذيرد چنين حكم ابطال كننده بالقواي وجود دارد.
كووهن نظر پوپر را قبول نداشت و معتقد به انقلاب علمي است و آن صرفا تغييري غير عقلاني در اعتقاد ما است يا آنكه نوعي ايمان آوري مذهبي است. طبق نظر كووهن ديگر معياري عيني براي تعيين صداقت علمي وجود ندارد.

پوپر اقتدارگرایی در علم را مردود می داند اما کوهن اندیشه ها را در هر زمان و مکانی قدر می داند، یکی به عدم قطعیت ایمان دارد و دیگری ذهن را بی نقص می پندارد. به نظر من هر دو در اشتباهند چون هیچ حقیقتی به طور کامل منسوخ نشده بلکه هنگام ورود به فضای جدید قابلیت انعطافی خود را نمایان ساخته یعنی اصلاح پذیر شده است.

روش علمی چیست و چه خصلت هایی دارد؟
تا چه حد میتوان به روش علمی اعتماد کرد؟بیان یک حقیقت با استناد به ظرفیتهای عقلی مردمان جامعه برای درک بهتر. حالا چرا عقلی؟ چون هرکس چیزی را که عقلش توانایی تحلیل آن را دارد، قبول یا رد می کند. خصلتها: دارای منطق عقلی و شهودی، قابل آزمایش باشد.

این جمله را نقد کنید: اگر چه صد درصد نمی توان به روش علمی اعتماد کرد ولی درجه اعتبار آن بیشتر ازروشهای دیگر مانند کشف و شهود است چون شهود افراد شخصی است و فقط برای خود شخص تکرار پذیر است و برای دیگران تکرار پذیر نیست ومهمترین خصلت علم تکرار پذیری آزمایشهای آن برای همه بطور یکسان میباشد (تمام ناظرها هم ارز هستند).
چون پایه و اساس روشهای علمی وابسته به منطق عقلی بشری و برای همه به یک میزان برابر قابل قبول می باشد، پس می توان بیشتر به آن اکتفا کرد. اما شهود و این که چقدر می توان به آن اعتماد کرد؟
بوده اند مکاتبی همچون مکتب افلاطون که به موجب شهود عقلانی، انسان را فریب نمی دهد زیرا خداوند حقیقت است و نمیتواند ما را بفریبد، نقش قاطعی بازی کرده اند. آن هم به این دلیل که شعور انسان سرچشمه ی شناخت است، چرا که خدا منشأ شناخت است. نمونه ای دیگر ملاصدرا از طریق کشف و شهود، بینش مردمان در مورد فضا- زمان را متحول می کند بنیان گذار یک بینش نو درباره ی چگونگی پدید آمدن عالم کیهان می شود. هنوز حذف کامل شهود در روش علمی برای بشر سخت است چون استشهادات فراوانی در تاریخ به همراه دارد.

منظور از زبان مشترک وروش استدلال یکسان دربحث علمی چیست؟
چون اکثر وقایع طبیعی این کره ی خاکی در همه جا به طور یکسان واکنش نشان می دهند پس می توان از آن به عنوان یک ابزار استاندارد برای بیان یک حقیقت استفاده نمود.

در ارتباط با مباحث مطرح شده در این فصل اگر نقدی یا نظر تکمیلی دارید بیان کنید.
آیا تا ابد نقش زبان مشترک فیزیک را ریاضی به عهده دارد.

قوانین علمی را تعریف کنید.طبقه بندی و ساختاری کردن نظریات و حقایق ماحصل از طبیعت که از ساده ترین و جزئی ترین، ماهیتها و واقعیتها تا آخرین دست آوردهای علمی

انواع قوانین رابحث کنید.
قانون ویژگیهای متفاوت انسان و طبیعت را درون کنشها و پدیده های آن از هم تفکیک می بخشد. مثلاً قوانین حقوقی، حیطه کاری مردمان نسبت به یکدیگر یا جامعه را معین می کند. قوانین شرعی رفتار یک فرد از جانب خدا را تدوین می نماید. اما در قوانین علمی حیطه ای وجود ندارد تنها باید زبان مشترک را دانست.
درجه اعتبار قوانین علمی را چطور مشخص میکنند؟
تا جائی که آزمایشات صحت آن را تصدیق کنند.

این جمله را نقد کنید یا نظرتان را در ارتباط با آن بگویید: نکته مهم در روش علمی شکل گیری یک نظریه، ساختار واحد مدل آن میباشد که براساس اصول موضوعه بنیان گذاشته شده که توانایی پیش بینی دارد واز تجربه شروع میشود و به تجربه ختم میگردد. در نقد آن خواهشمند است بحث ساختار شکنی را مد نظر داشته باشید.
قید کردن اصول موضوعه یک قانون علمی بسته به ابعاد وجودی آن نوشته می شود یعنی ابعاد طبیعت چقدر ظرفیت توجیه آن را داشته باشند و امکان آن را برای شکل گیری قانون در اختیار گذارند. گرچه که ممکن است قوانین تمایل داشته باشند پارا فراتر از گستره سنجش خود قرار دهند، احتمال می رود قوانین دچار چالش شوند، در این مرحله نقص تشخیص داده شده را باید ارجاع داد به طرز فرمول بندی نظریه ها یا اصول موضوعه ی آن، کدامیک؟ نظر من گزینه ی دوم است. اصول موضوعه با فضای جدید هم خوانی ندارد پس بحث ساختارشکنی به میان می آید و اصول موضوعه دچار تغییر می شود. ولی حتی می توان اصول موضوعه در فضای شناختی خود هم دارای نقص باشد، مثلاً کجا؟ جائی که بشر قادر به حل یک مسئله نیست، و در عین حال از آن هم آسیب شدید می بیند، اینجا روحیه تنوع طلب انسان اجازه دارد، اصول را متحول کند.

این جمله را نقد کنید یا نظرتان را در ارتباط با آن بگویید: هدف فیزیک نظری به دست آوردن قوانین جهان شمولی است که بوسیله آنها تمام پدیده های طبیعی در تمام ابعاد مکانی و در تمام زمانها را بتوان توضیح داد. برخی از فیزیکدانها اعتقاد دارند که این قوانین وجود دارند ولی آیا قابل دست یافتن برای بشرمیباشند خود مسئله هستند.
کتاب 6 عدد مارتین ریس گواه بر این ادعاست که اگر تغییر بسیار نا چیزی در آن 6 عدد کلیدی و مرموز مطرح شده پدید می آمد، عالم به سرعت فرو می ریخت. بدین معنی که جهان دارای سازمانی هماهنگ، انتظامی و پیشرو در یک جهت واحد است. از طرفی دانشمندان نمونه هایی برای تحقق بخشیدن به وحدت نیرو های عالم بیان داشته اند مثال بارز آن یک فرم بودن فرمول پتانسیل گرانشی و پتانسیل الکتریکی است.

این جمله را نقد کنید یا نظرتان را در ارتباط با آن بگویید: با توجه به کم و کاستی که علم و روش علمی برای کشف حقیقت دارد میتوان گفت معتبر ترین وسیله ی است که در حال حاظر بشر در دست دارد.
معتبرترین چیز همیشه در عالم خود حقیقت بوده. حالا علم در آن چه جایگاهی دارد برای من مهم نیست.

آیا اخلاق علم است؟ نه، ولی قابل تغییر بر حسب شرایط

آیا قوانین اخلاقی را می توان به روش علمی بدست آورد؟ اگر نه چه راهی پیشنهاد می کنید! بله، البته باید برای اخلاق مرز قائل شد.

آیا قوانین اخلاقی جهان شمول وجود دارد؟ اگر نه! در ارتباط با قوانین اخلاقی ادیان یا حقوق بشر چه میتوان گفت؟
با توجه به وجود ادیان و فرقه های متفاوت در دنیا مسلماً قوانین اخلاقی جهان شمول نمیتواند تمام انسانها را تحت نظر خود قرار دهد. در مورد حقوق بشر هم باید گفت معیار حفاظت از نیازها و خواسته های اولیه و دفاع از شأن اجتماعی هر فرد می باشد.

آیا قوانین اخلاقی جهان شمول قابل دسترس است؟
بله اما به سختی چون اختلافات عقیدتی میان ادیان بسیار زیاد است.
بازگشت به بالا
رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي
تمامي مطالب ارسال شده:   
ارسال موضوع جديد   پاسخ به اين موضوع   

   تالار گفتگوی فیزیکدان(انجمن علمی فیزیک) صفحه اول انجمن -> پرسش و پاسخ

زمان پيشفرض سايت: ساعت گرينويچ + 3.5 ساعت
صفحه 1 از 1
  
نام کاربري:      کلمه عبور:     

~ يا ~
عضويت در سايت

  


 



Powered by phpBB & Farsi Project By PHPNuke.ir  
Forum style designed by PixelSlot